یکبار برای همیشه

بگذاریم که احساس هوایی بخورد

نرم نرمک میرسد اینک بهار..........خوش به حال روزگار....
ساعت ۸:٥۳ ‎ق.ظ روز ٢٥ اسفند ۱۳٩٠   کلمات کلیدی:

 

نوروز میاید و گذشته های زیبا را به یادمان میاورد

خنده های مست کودکانه را توی چهارشنبه سوری

 

نوروز میاید و چه لذتی داشت خریدهای دم عید کودکی، برق کفشها و کیفها

رنگ کردن تخم مرغها

نوروز میاید و یادش بخیر :

مهمانی شب عید وعیدی های مادربزرگهاو پدربزرگهایی که شاید دیگر

جز یاد آغوش های گرم و آرامش خانه هایشان، چیزی نمانده باشد

نوروز میاید و خاطره هفت سینهای روی کرسی...

نوروز میاید و طعم دلچسب مسافرتهای شلوغ زیر ذهنمان گس میشود

نوروز میاید و باید تکاند هر آنچه توی دلهاست

اگر چه پر از غم باشد

اگر چه غبار خستگی سال رفته روی دلمان سنگینی کند

بتکان دلت را دوست من

اگرچه تنگ است

به نفس صبا بسپارش

تا مردگی اش را دم دهد

زیر باران بهاری صیقلش بده

دل بسپار که  هزاران الهه نهالهای نو رسیده,  در انتظار اجابت تواند

بستگی به خودت دارد. غصه هایت را با سمنو آنقدر هم بزن

 که اکسیر بهاری اش، شادابشان کند

توی آینه هفت سین لبخند بزن تا انعکاس آن به گوش چلچله ها برسد

دست به بنفش سنبل بده و چشم بر سرخی سیب بدوز

آرزوهایت را با گره سبزه, به خاک دخیل ببند

خدا اینروزها روی زمین پیدا میشود..میان سنگها- پای چنارها- زیر بوته ها

تلخی غمها را در سرکه بریز و با شیرینی سنجد گم کن

سکه را برای رقص شکوفه ها شادباش بده

و دم دمهای تحویل سال

آنجا که نمیدانم چرا آدم توی دلش یک جوری مور مور میشود

دلتنگی هایت را برای رفتگانی که حسرت بودنشان امسال با توست

به اشکهای شمع بیامیز، چشمهایت را ببند, حتما حس میکنی:

گرمی حضورشان کنار توست. به تقدس آتش اعتماد کن

 

حالا فقط  گوش بسپار

این صدای پای بهار است

نزدیکتر میشود نزدیکتر ....نزدیکتر.....

با این نام میخوانمت که:

یا مقلب القلوب والابصار

یا مدبر الیل و النهار

حول حالنا الی احسن الحال

*********************************

پ.ن: سال 90 اصلا اصلا اصلا سال خوبی نبود واسم. اگر بگم پارسال این موقع ها

دوست داشتم بیاد و رد بشه زودتر، باورتون میشه؟از قبل بهار تا آخر زمستونش بد بود.

ولی با همه خوبی ها و بدیهاش رفت تا به خاطراتمون بپیونده.

من آرزومو توی سال 91 باخدا در میون میزارم دستامو میبرم بالا و میگم اگر هستی

بگیرشون.

واسه تک تکتون بهترینها رو توی سال جدید  از خدا میخوام .

شما هم اگر به یادم بودید دعام کنید

عید همتون پیشاپیش مبارک


موریانه ها کجایید؟؟؟
ساعت ۳:۳٤ ‎ب.ظ روز ٢۱ اسفند ۱۳٩٠   کلمات کلیدی:

امروز چند دقیقه ای هم صحبت راننده ای بودم که از دختر معلول جسمانیش میگفت

از نگاههای مردم به دخترک . از اینکه توی 28 سالگی نمیتواند خودش را بشورد. از اینکه

نمیتواند راه برود. از اینکه چقدر هزینه کرده که بتواند حرف بزند. الفبا را یاد بگیرد و چقدر

زحمت کشیده تا بتواند دیپلم بگیرد.

از اینکه مجبور شده از شغل دولتی اش استعفا بدهد که کنار دخترش بماند و سه شیفت

کار میکند

از اینکه همسرش برای مردم سبزی خرد میکند وغذا میپزد تا بتواند هزینه درمان دخترک را

بپردازد

از اینکه هیچ نهادی حاضر نشده قسمتی از هزینه های دخترک را به عهده بگیرد وبه

نظرشان دختر این شکلی سواد میخواسته چه چه کند. و آموزش به دردش نمیخورد.

از هزینه بالای پرستارها

از گله وگذاری دختر کوچکترش که به خاطر هزینه های بالای نگهداری از خواهرش

نتوانسته برایش جهیزیه فراهم کند و نمیتواند دخترش را بی جهیزیه راهی خانه بخت کند.

از اینکه مجبور شده پسرش را به جای دانشگاه سر کار بفرستد تا اجاره خانه از درامد

پسرش تامین شود و...

پس زمینه تمام حرفهایش رنج یک مرد بود. عرق ریختن و تلاش مردی که میخواهد با نان

حلال خانواده اش را فقط سیر کند

پس زمینه لرزش صدایش اما پخش  سخنرانی ... از رادیو بود که میگفت: تحریم ها هیچ

تاثیری روی ملت با عزت ایران نخواهد داد.

و انتهای حرفهایش که تمام وجودم را پر از درد کرد:

این بچرو با ویلچر بردم روز انتخابات رای بده تا چشم دشمنا کور بشه

××××××××××××××

نمیخواهم بگویم از ماست که بر ماست.  نمیخواهم بحث سیاسی راه بیندازم.

دلم میخواهد خون گریه کنم برای ملتی که اینطور به خودش ظلم میکند

به ایران سرزمین شعب ابیطالب خوش آمدید.

موریانه ها به فریادمان برسید


به همین سادگی
ساعت ۱۱:٠٥ ‎ق.ظ روز ٢۱ اسفند ۱۳٩٠   کلمات کلیدی:

مگر خوشبختی به همین راحتیست؟

که عصر ساکتی

کنار هم

زیر یک درخت سبز 

 به پرواز زاغچه ها بخندیم؟

بعد هر قهر کوچک و بزرگ

قهقهه زنان به چشمهای هم نگاه کنیم؟

توی اوج دردها

شبیه قاصدک

برای هم

لحظه های خوب را رقم زنیم؟

یا...

هیس!!!!!!

انگار خوشبختی به همین سادگی است


12 اسفند روز تولدم
ساعت ٧:۱٧ ‎ق.ظ روز ۱٢ اسفند ۱۳٩٠   کلمات کلیدی:

من متولد دهه پرماجرای شصت ام

سالهای جنگ و فتح

امروز بیست و هفت ساله شدملبخند

چهار سال پیش تغییری توی یکی از اعضای صورتم برای زیبایی بیشتر  داده بودم .

 بماند که اون موقع هم با کلی اعتراض و واکنش مواجه شد. اما من اصرار داشتم

 انجام بشه و بعد امسال,توی همون چند وقتی که  غیبت داشتم به دلایلی

پشیمون  شدم و بعد از چهار سال عزمم رو جزم کردم تا به حالت اول برگرده

 و خدا میدونه چی کشیدم ناراحت

تا مدتها صورتم پانسمان بود و زخم و سوزشش یک طرف

اومدن سرکار با یک صورت پانسمانی اونم به یک مدت طولانی, یک طرف...نگران

تازه وقتی پانسمانم باز شد , اول ماجرا بود. چون همه افرادی که کنجکاو بودن بدونن

چرا صورت من اینهمه مدت پانسمانه ,دقیق نگاهم میکردن و جای زخمها هم که

تا دلتون بخواد توی چشم میزد و...ناراحت

توی همون حین یکی پرسید: خب همین الان که خیلی قشنگ بود . اصلا چرا

 اون موقع این تغییر ایجاد کردی که الان  بر گردونی به حالت اولش؟

گفتم اون موقع بچه بودم!!!از خود راضی

خلاصه اینم از عوارض بیست و شش ساله بودن بود

میرم تا تجربه کنم  27 ساله بودن چه حسی داره!!!

و اما برای سه تا آرزویی که اجازه دارم توی روز تولدم بکنم,

به جای سه تا,فقط فقط فقط یک چیز ازت میخوام خدا جونم و خودت خوب میدونی چیه.

انقدر تکرارش کردم شبها و روزها که شده ورد زبونم.

الانم میخوام بگم من سفت وسخت با همه وجودم سر قرارمون هستم خدا جان .

تو هم قرارمون یادت نره خدا جونمفرشته

امسال چند تا هدف مهم دارم.

یک: کنکور دکترا 

دو: تافل

سه:تکمیل دوره های نقاشی

اینا جزو آرزوها  نیست. چون خودم باید براشون زحمت بکشم

پ.ن1: هرروز در تو متولد میشوم

میفهمم

میبالم

میخوانم

میرقصم

میبینم

...

آی زندگی

منم که هنوز با همه سیری از تو لبریزم


اصغر فرهادی وظیفه تمام سیاستمداران ما را یکجا انجام داد
ساعت ٩:٤۱ ‎ق.ظ روز ۸ اسفند ۱۳٩٠   کلمات کلیدی:

At this time, many Iranians all over the world are watching us and I imagine them to be very happy," director Farhadi said while accepting the Oscar. 

"At a time of tug of war, intimidation and aggressions exchanged between politicians, the name of their county, Iran, is spoken here through her glorious culture, a rich and ancient culture that has been hidden under the heavy dust of politics." 

"I proudly offer this award to the people of my country, the people who respect all cultures and civilizations and despise hostility and resentment



سلام به مردم خوب سرزمینم
در این لحظه بسیاری از مردمان کشورم ما را تماشا می کنند و همگی خوشحال هستند؛ نه به خاطراهمیت دادن به ما یا به خاطر فیلم یا سازنده آن، بلکه در این دورانی که ما از جنگ صحبت می‌کنیم و ترس و رعب بین کشورهایمان رد و بدل می‌شود، نام کشورم ایران در این جا با فرهنگ و تمدن بی‌نظیرش برده می شود.
فرهنگ غنی و باستانی کشورم زیر گرد و غبار سنگین سیاست پنهان شده است. من با افتخار این جایزه را به مردم کشورم تقدیم می کنم؛ مردمی که به تمام تمدن ها و فرهنگ ها احترام می‌گذارند و هر گونه خصومت و خشمی را خوار می‌شمارند...

اینها سخنان اصغر فرهادیست

در مراسم اعطای جایزه اسکار برای فیلم تاثیرگذارش

مردی که به نظر من وظیفه تمام سیاستمداران ما را از رئیس جمهور گرفته تا نماینده

مجلس یکجا انجام داد

اولین بار که این فیلم را دیدم توی سینما فرهنگ خیلی ها از شدت تاثر گریه میکردند.

و من هم به واسطه شرایط مشابهی که  آنروزها میان فیلم و یک واقعه ملموس زندگی

ام وجود داشت به شدت متاثر شدم

تبریک به همه هموطنان عزیز.

به آقای اصغر فرهادی- خانم لیلا حاتمی، شهاب حسینی

وتمام دست اندرکاران فیلم جدایی نادر از سیمین

تشویقتشویقتشویقتشویقتشویقتشویقتشویقتشویقتشویقتشویقتشویقتشویقتشویقتشویقتشویقتشویقتشویقتشویقتشویقتشویقتشویقتشویقتشویقتشویقتشویق

پ.ن1: تاسف بر صدا وسیمای خائن جمهوری اسلامی ایران که با پوشش ندادن

این خبر نهایت لطف را در حق فرهنگ وهنر ایران به جا آوردند

 پ.ن2: به عنوان یک حرکت نمادین از امروز به مدت پنج روز برای قدردانی نام این

 وبلاگ به جدایی نادر از سیمین تغییر میابد

پ.ن3: دانلود مراسم دریافت جایزه: http://www.parsamob.com/18567/%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%84%D9%88%D8%AF-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-%D8%AF%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%81%D8%AA-%D8%A7%D8%B3%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%AA%D9%88%D8%B3%D8%B7-%D8%A7%D8%B5%D8%BA%D8%B1-%D9%81%D8%B1%D9%87.html


مینویسمت تا...
ساعت ٩:۳٢ ‎ق.ظ روز ٦ اسفند ۱۳٩٠   کلمات کلیدی:

می نویسمت تا

تمام لحظه های منتظر

از شراب بودنت 

متهم شوند

به هفتاد هزار تازیانه گذر

تا سکوت اسم داغ تو

رو نما شود

میان رقص باله قلم

فاصله که میرود

 بین دو نفس

تو را کم می آورم

پ.ن: خدایا ارامش و خوشی این چند سال و روزها و لحظه هاش رو که برای با هم بودنمونه  به خودت میسپارم