یکبار برای همیشه

بگذاریم که احساس هوایی بخورد

 
ساعت ٩:٠٢ ‎ق.ظ روز ۱٥ تیر ۱۳٩٠   کلمات کلیدی:

خدا منو ببخشه که انقدر الکی عصبانتیمو خالی کردم

این شکلی شدم:عصبانی

یا شایدم:زبان

مجموعه فشارهای این سه ماه یکدفعه انگار منفجر شد.قبلا صبورتر بودم.دارم پیر میشم؟


شرک
ساعت ٥:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱۳ تیر ۱۳٩٠   کلمات کلیدی:

با اشاره ات

ابلیس میشوم

خون هر درام شاعرانه ای

برعهده منست

تیلسان به دوش

طوق توبه گردنم

لازمست به این خدا

 خیانتی شود

کمی هم درنگ کن

شرک نیز

 عاشقانه میشود

واین خدا

همین خدا

درخلال خلق تازه اش

به تو

استناد میکند

بزرگ میشوی

سجده میکنم

شعله میزند

لابه لای هررگت

انعکاس منکه

بت پرست اولم

پ.ن1:چهل روز گذشته , از سختترین روزهای زندگیم بود. خیلی سخته, ناراحتی کسی رو ببینی که چند ساله

 باشادیت ,شاد بوده ,با ناراحتیت,ناراحت. که بهترن لحظه ها رو برات رقم زده.که هیچ وقت بیشتر از یک روز

نتونستید تحمل کنید قهر بودنو و روزبعد,که همو دیدید,دوتایی زدید زیر خنده.که خیلی دوسش داری و هرکار

میکنی واسه شادیش.بعد ببینی جلوچشمت غصه میخوره اما غمش از جنسی باشه که نتونی  

واسش کاری بکنی.


تکرار
ساعت ۱:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳ تیر ۱۳٩٠   کلمات کلیدی:

هرروز صبح

توی  یک خیال  

پابه پای هر حقیقتی

تکرار میشویم

به جرم سیب

که مادر

از گشنگی ربود

یا برای تشنگی

غلت میخوریم

 روی هر سراب

یا شبیه آهنی

ذوب میشویم

بدون یک جواب

با تمام این  حرفها

یک مشت عشق

چه توی واقعیتست

چه توی یک خیال...

عشق

عشقست

فقط دوست داشته باش


واما مبعث
ساعت ۱۱:٥٥ ‎ق.ظ روز ۸ تیر ۱۳٩٠   کلمات کلیدی:

یکجای تاریخ به این جمله عایشه میرسیم که به پیامبر گفته:((میبینم خدایت دربرآوردن خواسته های توتعجیل

دارد))!!! واما مبعث:

.من پیامبری رو نمیخوام که ذاتا معصوم باشه که همچین آدمی ((انا بشر مثلکم ))نیست

میخوام پیرو پیامبری باشم که ازابتدا معلوم نبوده پیامبرمیشه. که برای دستیابی به شعور وآگاهی

به تهذیب نفسش پرداخته .که غیب نمیدونسته وبرای شخصیت کاریزماتیکش مردم دورش جمع شدند.

.کسیکه خرافات اطرافش عذابش دادن و خواسته مردم سوسمارخور بی سواد اطرافش رو کمی ارتقا بده

وبرای هدف درستش/برای ترویج اخلاقیات جنگیده..وبارها تا دم مرگ رفته و عذاب کشیده اما روی هدفش پافشاری

 کرده.کسیکه توی جامعه بی بند وبار وعقب افتاده عربستان 1400سال پیش ،که دخترها رومیکشتند

برای حذف این فرهنگ دختر دار شدنش روباخوشحالی به همه تبلیغ کرده و گفته دخترش ازهمه زمین وآسمون

 برتره (نه به خاطر اینکه خدا گفته بهش اسم فاطمه توی اسمونها ثبته!!!نه بخاطر دختر رسول بودنش )که مردم

 زبون نفهم اون موقع ببینن زن ارزشمنده.

من پیامبری رومیخوام که ازجنس خودم باشه وپاک نگهداره خودشو  تا الگوم بشه نه پیامبری که حدیث قدسی

 جعلی ((لولاک ماخلقت الافلاک)) ازش نقل شده که گفتن خدا بهش گفته.(که اگر اینه چرا توی قران

نیاورده؟؟حفاظت وحی وظیفش نبوده مگه؟؟ )

پیامبری رو میخوام که اموالش روانفاق کرده. نه کسی رو که سهم امام تعیین کنه و به این بهونه پول بگیره از مردم

پیامبری رو میخوام که گفته ((لا اکراه فی الدین)).نه پیامبری روکه دستور بده: یا دین یا جزیه!!!!

پیامبری رو  میخوام که گفته ((یکساعت تفکر از هزار سال عبادت بالاتره ))نه کسی رو که اعتکاف رو ترویج کنه

تا سرمایه مملکت ما اینطور سه روز هدر بره.

پیامبری رو میخوام پایمآور بخشش باشه نه کسی که اولین کار منجی موعودش انتقام از قاتلهای نوه اونه

پیامبری رومیخوام که خودش رو همتراز مردم عادی بدونه .نه کسی که بگه هرچی میتونید بگید

((اللهم صل علی محمد وآل محمد))!!!!

پیامبری رو میخوام که سفیر صلح وشادی وامنیت  باشه.نه اینکه توی معراجش انواع عذابها رو دیده باشه

کجای کتابهای تاریخ و دینی ما محمد(ص)، این شخصه؟؟؟

مصداق ((اقرا بسم ربک الذی خلق))اینه؟؟؟

پ.ن1:ایران وایرانی ا زعریها کم ندیده.اگرقراره دین محمد(ص)داشته باشیم دیگه فرهنگ عریها رو نداشته باشیم

پ.ن2:اینو منی میگم که به صدای نماز واذان وروزه مادر پدرم انس گرفتم

پ.ن3:فردوسی بزرگ میفرمایند:

زشیر شتر خوردن وسوسمار        عرب را بدانجا رسیدست کار

که تاجزبان کیانی کند آرزو               تفو برتو ای چرخ گردون/تفو   


حیوانات خانگی!!!!
ساعت ۱٠:٤٥ ‎ق.ظ روز ۸ تیر ۱۳٩٠   کلمات کلیدی:

تصور کن دست وپات رو ببندن و بندازن توی یک اتاق دربسته.وهرروز موجوداتی که از خودت 2000برابر بزرگتر هستند

 بیان سراغت واز پشت پنجره بهت زل بزنن.یول

تصور کن ازت بخوان واسشون شکلک دربیاری وتو که از دست دادن آزادیت ناراحتت کرده/امتناع کنی و اونها گرسنه

 نگهت دارن تا وقتی که راضی بشی هرشکلک وبازی که ازت میخوان دربیاری.چه مزه ای داره؟؟؟؟چشم

چند وقتی بود انقدر کلیپ طوطی سخنگو ومینا و...دیده بودم که به سرم زده بود یکی داشته باشم. تربیتش کنم و

 حرف زدن یادش بدم. اما همذات پنداری کردم وبه تصورات بالا رسیدم

راستی هیچ موجودی ظالم تر از انسان پیدا میشه؟؟که فقط صرف لذت خودش یک پرنده رو که برای پرواز خلق شده

 از پریدن محروم کنه؟؟؟ناراحتاینها رو بزاریم کنار عملهای زیبایی گوش وحنجره ای که روی سگها وگربه های

زبون بسته انجام میدیم یا خشک کردن پروانه ها و ....تعجبمیگم آدم بودنم خیلی خوب نیست انگار!!!

پ.ن1:خیلی خیلی خیلی سرم شلوغه.مصمم هستم که این ماه دفاع کنم از پروژم

پ.ن2:فال حافظ این ماهم:رواق منظر چشم من آشیانه تست     کرم نما و فرودا که خانه خانه توست


درددل
ساعت ۱:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱ تیر ۱۳٩٠   کلمات کلیدی:

امسال از اولش واسم خوب شروع نشد.اولین روز تابستونه ومتاسفانه بهار امسال،اتفاقاتش بد بودپر از اشک

واضطراب ودعاوغصه..باورتون نمیشه که ثانیه شماری میکردم تا خرداد تموم بشه.احساس میکردم ماه خرداد

 امسال طلسمه.گریه

چندسالیه که احساس میکنم یک چیزی تو وجودم تغییر کرده.یک چیزی که باعث شده پخته بشم.عاقل بشم.

 شایدم بزرگ بشم .انقدر بعضی خاطرات ازم دوره که باورم نمیشه ماله منه..نمیدونم شاید این تغییر دراثر کارکردنه!!

یا ورود به یک جامعه خشن رسمی.که اولش پذیرشش واسم آرزو بود و بعد سخت شد.آخ

از اینی که هستم راضیم. میتونم با افتخار بگم تن به خیلی چیزا ندادم که واسه خیلیها عادیه وشایدم املی.

وسعی کردم تا زندگیم سالم ورو به رشد باشه.با اینکه خیلی دوست دارم برگردم به گذشته،به کمی

پیش یا تو همین سر کار،تا  نمره بدم روحذف کنم

،اما میبینم نمره بدی هم اگرداشتم لازم بود تا بفهمم هر چیزی وهرکسی تو این دنیا ارزشمند نیست که حتی

 یک ثانیه واسش وقت بزاری.وآدما اونی نیستند که توفکر ساده من بگنجن.اولش بافکرساده وبچه گانه فکرمیکنی

 صاف وصادقن بعد یکدفعه میبینی ،بی اررشن یا خیلی بدتر.....بگذریم

.الان غصه گذشته رو نمیخورم .اما اگر یکبار دیگه برمیگشتم به کمی عقبترشاید دیگه مثلا قصه غصه قبولی کنکور

 وبعدش یک سری حرفهای خاله زنکی  رو نمیخوردم.شاید به یکی دو نفر محکمترودر حدشون رفتار میکردم.

شاید بهشون اجازه نمیدادم ازحدشون تجاوز کنن.کاری که خیلی وقته یاد گرفتم وادامه میدم.از خود راضی

اینارو نوشتم چون طبق معمول امروزم با چندتا برخورد بد مواجه شدم وقتی که داشتم کار پایان نامم رو میکردم

.دلم گرفت ویادم افتاد که...ناراحتاما عوضش الان میتونم ادعا کنم آدما رو خوب مشیناسم بلدم از خودم مواظبت کنم

 قوی باشم وخودم روحفظ کنم وهمش دراثر تجربیاتی بود که با سختی به دست اومد

 

پ.ن1: ازاونجا که پایان شب سیه سفید است امیدوارم بقیه سال خوب باشه.فرشته