یکبار برای همیشه

بگذاریم که احساس هوایی بخورد

29 فروردین- روز ارتش و نیروی زمینی
ساعت ۱٠:٠۸ ‎ق.ظ روز ٢۸ فروردین ۱۳٩۱   کلمات کلیدی:

 روز ارتش شده و منم ستوان یکم هستم.و مدتهاست در انتظار ترفیع. گفتم

شاید جناب فرمانده عزیز با این مطلب بهم درجه سرگردی بده لاقل.

در این مطلب من به بدون هیچ برداشتی به بررسی چهار شخصیت موثر و معروف

ارتشیان ایران پرداخته ام. قضاوت با خودتان

پیشکش به  روح بزرگشان که در بلند آسمان جای دارد.

ق.ن1: پیشاپیش از طولانی بودن مطلب عذر میخوام.

ق.ن2: این چهار نفر فقط سمبلی از تمام قهرمانان مبارز راه آزادی ایران هستند

**********************

تیمسار منوچهر خسروداد

 

در زمان اعدام فرمانده هوانیروز بود. وی در مدارس نظامی فرانسه و آمریکا تحصیل کرده

بود، خلبان هلیکوپتر بود و به زبانهای انگلیسی‌ و فرانسهتسلط داشت. . همکارش

 از استعداد و کارآیی او و نیز از علاقه و وفاداری زیردستانش بهوی یاد کرده است. او

ثروتمند نبود و از موقعیتش سوء استفاده نمی‌کرد. سرلشگرخسروداد تا قبل از حادثه

لویزان، بدون محافظ بیرون  می‌رفت. برای ثبت در تاریخ باید بگوییمرفتاری که تیمسار خسرو

داد در برابر جوخه اعدام داشتند رفتاری بسیار شجاعانه بود.تیمسار خسروداد گفت

چون من در اینجا ارشد هستم خودش حکم تیر خودش را به خودش صادر کرد.

حکایتها از رشادتهای زنده یاد خسروداد زیاد است و افسوس که مجال برای گفتن نیست

*************************

سپهبد نادر جهانبانی

 

از دانشگاه روسیه با درجه ستوان یکم ارشد فارغ التحصیل شد و به نیروی هوایی

پیوست .سال 1336 برای گذراندن دوره جت به آلمان رفت و بعد از بازگشت معلم خلبان

یگانهای شکاری شد .پس از ورود F-84 ها و F-86 ها کار تشکیل تیم آکروجت را آغاز کرد و

پدر آکروجت ایران محسوب میشود.

وقتی سپهبد جهانبانی را برای محاکمه آوردند، کاغذی بر گردنش انداختند تا جرمش را

بنویسند، اما به نظر می‌رسید او جرمی نداشت، کسی هم پیدا نشد شهادت دهد او

جرمی انجام داده. پس روی کاغذ سفید نوشتند: سپهبد نادر جهانبانی عامل فساد!!

حکم کیفرخواست که در دادگاه برای وی خوانده شد بدین شرح است

 نادر جهانبانی با اشتغال در سمت‌های حساس نظامی و ورزشی!!!!! و نظایر آن با

رژیمی که با ساقط کردن حکومت ملی شرعی به طریق غاصبانه و با ارادهٔ اجنبی در ایران

سلطه پیدا کرده و مملکت را در جهت خلاف شرع و مصلحت مملکت و ملت به قهقرا

می‌برد و به نابودی می‌کشاند همکاری داشته است.مطابع قوانین الهی و قوانین جاریه 

صدور حکم اعدام و مصادرهٔ اموال  ایشان را از طرف دادسرای کل انقلاب اسلامی دارم

پس از ارائهٔ متن کیفرخواست هنگامی که نوبت به دفاعیات وی رسید گفت:

آنچه را که شما مطرح کردید آنقدر مسخره و احمقانه‌است که من لزومی به پاسخ گفتن به

آن نمی‌بینم ... در سالهایی که شما برای لقمه نان مزدوری، سر حسین را از این منبر

به آن منبر می‌کشاندید. من در آمریکا به عنوان بهترین خلبان ایرانی، براوج ابرها

پرواز می‌کردم. حال شما چگونه به خوداجازه می‌دهید بمن تهمت خیانت بزنید؟

شما از هزاران جوان ایرانی که من با همه تلاش در راه فراهم کردن وسایل

ورزشی و ایجاد امکانات جهت تربیت روح و جسم آنها، درماه‌های گذشته

کوشیده‌ام، ازرم نمیکنید؟... مطمئن باشیدکه مردم ایران خیلی زود از خواب فعلی

بیدار می‌شوند و این تب که با دروغ و تزویر شما  در جان و روح آنها رخنه کرده، بسیار

سریعتر از آنچه فکر کنید فروخواهدنشست.

آنگاه شما هستید و خشم ملتی که به تار و پود شما آتش می‌کشد.

به هر حال دیگر مهم نیست و من آمادهٔ اعدام هستم

خاطرات جانفشانی  سپهبد جهانبانی تا ابد درخاطره آسمان ایران خواهد ماند

*********************

سرلشکر مسعود منفرد نیاکی

پس از انقلاب ایران، در سال ۱۳۵۹ به سمت فرمانده لشکر ۸۸ زرهی زاهدان و در

سال ۱۳۶۰ به سمت فرمانده لشکر ۹۲ زرهی اهواز منصوب گردید.وی در مسئولیت‌های

فرماندهی در عملیات‌های طریق المقدس، فتح المبین، بیت المقدس، والفجر و رمضان

خدمت نموده و در سمت فرماندهی لشکر ۹۲ زرهی خوزستان و فرمانده قرارگاه فتح

 در جنگ ایران و عراق حضور داشته است.منفرد نیاکی، به واسطه لیاقت و شجاعت وافر

 خود طی حکمی از سوی امیر سپهبد علی صیاد شیرازی به جانشینی فرمانده نیروی

 زمینی ارتش در جنوب منصوب گردید و در طراحی عملیاتهای رزمی در جنوب ایران نقش

 مؤثری ایفا نمود. در دوم دی ماه ۱۳۶۳ با حکم سید علی خامنه‌ای به ستاد مشترک ارتش

 منتقل و به عنوان جانشین اداره سوم ارتش مشغول به کار شد.در تاریخ ۱۳۶۴/۵/۶

به عنوان نماینده و ناظر عملیات لشکر در رزمایش لشکر ۵۸ تکاور ذوالفقار که در شرایط

واقعی جنگی لشکر اجرا گردید شرکت نمود و در این رزمایش به شهادت رسید

*********************

امیر  ولی الله فلاحی

 امیر فلاحی پس از پشت سر گذاشتن  مشکلات فراوان،بخصوص بحران و تشنج در منطقه

کردستان که به دست ضد انقلاب وابسته صورت می گرفت و همچنین پس از موفقیت در

تحکیم نظم و انضباط و مقررات و سازماندهی نیروی زمینی،در تاریخ 28 مرداد

1358 شمسی به ریاست ستاد مشترک ارتش برگزیده شد.با شروع جنگ عراق با

ایران،شهید فلاحی همواره د مناطق جنوب یا غرب کشور حضور داشت و از نزدیک ناظر

طرح های مختلف عملیاتی و لجستیکی بود.وی هفته ای 48 ساعت در ستاد مشترک

حضور می یافت،جلسه ای تشکیل می داد و پس از اعلام دستورهایی جهت تسریع در امور

و ایجاد هماهنگی با ارگان های ستادی و سایر نیروها پس از ارائه گزارشی مستقیم به

حضرت امام خمینی(ره)،بار دیگر به مناطق عملیاتی عزیمت می کرد.آخرین حضور او در

منطقه،همزمان با عملیات ثامن الائمه(شکست حصر آبادان)بود.در هفتم مهر ماه

سال 1360 پس از اتمام این عملیات و هنگامی که هواپیمای حامل ایشان و شهید

فکوری،شهید کلاهدوز،نامجوی،جهان آرا و تعدادی از رزمندگان و مجروحان عملیات به

تهران بازمیگشت دچار سانحه شد و همراه با یاران خود به شرف شهادت نایل آمد

 

پ.ن1: بنا به گزارش سازمان عفو بین الملل ۴٣٨ نفر تا اسفند ۱۳۵۸ (طی یکسال) در

ایران اعدام شدند

پ.ن2: سرلشکر منوچهر خسروداد و سپهبد نادر جهانبانیاز ۴٣٨ نفری هستند که

 اعدامشان در گزارش اسفند ۱۳۵۸ سازمان عفو بین الملل اعلام شده است

پ.ن3:کتاب امیر خستگی ناپذیر ، زندگی نامه سرلشکر ولی الله فلاحی است

پ.ن4: این مطلب سیاسی نیست

پ.ن5: این مطلب ربطی به حمایت از نظام سیاسی حاکم بر جامعه ایران ندارد


عشق های اشتباهی
ساعت ۱۱:٤۱ ‎ق.ظ روز ٢۳ فروردین ۱۳٩۱   کلمات کلیدی:

ق.ن1: یکی از دوستان بدون اسم، برام پیام گذاشته بود که بگم این عشقهای اشتباه

بیشتر در اثر جوانی و نادانی و ناآگاهیه. خاطره تلخش رو برام تعریف کرده بود وخواسته

بود بخونم وپاک کنمشو با اینکه تکراریه، این حرف اما منم ذکر کنم. منم به خواستش و به

عقیده خودم  اینو میگم:

 خامی و ناآگاهی باعث میشه از ترس یا عادت،کسی رو یک مقطعی در حدت ببینی.

و چقدر زجر آوره، وقتی فقط یکم که وقت که میزاری برای خودت و  فکر میکنی و

میبینی چقدر چقدر پست و بیارزش بوده. نه بخاطر تو. از تو، از لیاقتت فاصله داشته

انقدر که حتی ارزش یک لحظه فکر کردن نداشته چه برسه به توهم دوست داشتن.

اگر به نظر اطرافیان،درگیر یک عشق اشتباهی هستید و آدمی که بهش علاقه مندید

درحدتون نیست(از نظر کلی- نه معیارهای خاص و جزئی) از ته دلم ازتون میخوام 

 کمی فکر کنید. شاید واقعا اشتباه باشه وحتی اگر به سرانجام برسه

انقدر دور باشه از لیاقتتون، که یک وصله ناجور باشه

******************

توی نیمکت پارک بانوان نشسته است. دو دستش روی سرش و های های گریه میکند

.خانمها از جلویش رد میشوند وبا هزار تهمت نزده وزده نگاهش میکنند و میگذرند

یکی دو نفر از خواهران محترم میگویند خانم لباست رکابیه. مانتوتو بپوش

با خودم فکر میکنم، اینها گریه اش را نمیبینند؟؟

کنارش مینشینم. حداکثر 17 سال دارد. دست روی شانه اش میگذارم. نگاهم میکند

من:خدایی نکرده  کسی که فوت نکرده؟ یا مریض نیست؟؟

دخترک- نه. اما کاش خودم میمردم

من:چرا؟؟دوباره هق هقش شروع میشود.

:رفت. با صمیمیترین دوستم رفت.لبخند تلخی روی چهره ام مینشیند

درد عشقهای جوانی را زیاد دورو برمان دیده ایم.معدودی از آنها  درست از

 آب در میایند. هم سطح و هم لیاقت هم .اما اکثرا اشتباههایی هستند که

یک مقطع از عمرت فکر میکنی عاشقی.گاهی از روی ترس.گاه تنهایی

گاهی عادت.عشقهای خیلی خیلی اشتباهی-

نه در سطحت نه در لیاقتت.فرسنگها دور از حدت

زود میفهمی چقدر دور از سطح تو بوده! حرصت میگیرد چقدر اشتباه کرده ای

دخترک را که آرام میکینم فکر میکنم چقدر عشق اشتباهی داشته ام؟

عشق اشتباهی به سنتهایم.به عقایدم.به آزادی.به کشورم

به مردمی که فکر میکردم میفهمند.از روی ترس. عادت و..

پ.ن1:دیدم یکم زیادی وبلاگم جدی شد، گفتم بریم تو فاز عشق و عاشقی.آخه اولش

این وبلاگ با شعرهای عاشقانه شروع کردم!!! نمیخوام جوش بهم بریزه

پ.ن2: خدا رو شکر که از هرچی عشق اشتباهیه نجات پیدا کردم!

پ.ن3:به خدا این مطلب سیاسی نیست


روز ملی فن آوری هسته ای
ساعت ۸:٢٥ ‎ق.ظ روز ٢٠ فروردین ۱۳٩۱   کلمات کلیدی:

چند سالیست  روی صفحه 20 فروردین تقویمهایمان نوشته:

روز ملی فن آوری هسته ای

دو سه سال پیش در این روز توی وبلاگم نوشتم:باید فارغ از تمام بحثهای سیاسی

 به اینکه توانسته ایم این فن آوری را ایجاد کنیم, افتخار بکنیم. حالا هم میگویم :

انرژی هسته ای که باید در خدمت کاهش هزینه  گاز و برق باشد, دیگر نیست

 انرژی هسته ای ما,چهر های نگران تک تک مردم جامعه است که از همه چیز

میترسند.از آینده.از تشویق وانتقاد. از کشورهای غربی و شرقی. از مذهبی بودن

در میان مردم و مذهبی نبودن در محل کارشان. از خرید و فروش خانه و ماشین

 و سکه.از نابودی فرهنگ و خاک کشورشان. از شادی و عزاداری کردن.از...

انرژی هسته ای ما, روزهایی است که اس ام اسها قطع میشود برای اینکه صدای

اعتراضمان به پایمالی حق خودمان در حنجره ها خفه شود

انرژی هسته ای ما, وقتی است که سایت پیوند, پربازدیدترین سایت کشور است.

چون با هر جستجویی مجاز و  غیر مجاز, سیاسی و غیر سیاسی,  به این سایت

 هدایت میشویم

انرژی هسته ای ما, تروریست خواندنمان است میان مردمی توی همین آسیا

انرژی هسته ای ما, میلیاردها تومان هزینه بازسازی عتبات عالیات است از جیب

مردمی که محتاج هزارها تومانند.

انرژی هسته ای ما, دریاچه ارومیه خشک شده  است. رود کارون بی آب است

سی و سه پل و تخت جمشیدی است که در مرز نابودی است. آثار باستانی کشورم

 است که به جرم ساخته شدن توسط پادشاهان محکوم به خرابی هستند

انرژی هستها ی ما خلیج همیشه فارسی است که به اتهام هسته ای شدن، 

همه دنیا خلیج عرب صدایش میزنند

انرژی هسته ای ما,کشورهایی است که عارشان میآید با کشورم در ارتباط باشند

 به جرم سردمدارانش. و این کشورها تقریبا همه دنیا را شامل میشوند جز اندک

ممالکی که وسعت فرهنگی و ارضیشان روی نقشه ذهنها, با ذره بین هم

تشخیص داده نمیشود.

انرژی هسته ای ما,منجی است که قرار است یک روز با یک بلندگو از کنار کعبه بگوید

 آمده ام شما را نجات بدهم و تمام قدرتهای دنیا در یک چشم به هم زدن نابود شوند

و برای همین سردمدارانمان رقابت دارند تا قیافه رابطان آن منجی را به خود بگیرند

انرژی هسته ای ما,آه مردمی است که طعم کشته دادن هنوز زیر زبانشان است و

میدانند برای نجات بار هم باید کشته بدهند .اما اینبار به دشمنهای داخلی

...

...

...

آری . اگر انرژی هسته ای تمام اینها را حل کند، فریاد میزنم:

انرژی هسته ای حق مسلم ماست


دغدغه
ساعت ٧:٢٥ ‎ق.ظ روز ٢٠ فروردین ۱۳٩۱   کلمات کلیدی:

باد میآید

لباسها را شسته ام؟

شام پخته ام؟

خانه را تمیز کرده ام؟

بچه را خوابانده ام؟

.....

اینها سوالهایی است که یک زن

شب اول مرگ از خودش میپرسد

پ.ن1: اقتباس

 


سال تولید ملی
ساعت ۱:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱٥ فروردین ۱۳٩۱   کلمات کلیدی:

کمی پول دستم مانده بود و یک نیم سکه طلا. گفتم بفروشمش و تمام سکه بخرم.

نیم سکه آکبند را روی میز صرافی میگذارم

مدتها با ذره بین وارسی اش میکند و میگوید : اصلههیپنوتیزم

میگویم مگه سکه آکبند تقلبی هم داریم؟؟

میگوید: هه.خانوم  دست  تولید خیلی زیاده . تو ماه پیش, 4تا اومد دست خودمتعجب

××××××××××××××××××××××××

میروم داخل نمایندگی برند.... برای خرید کفش

میگوید: این  کفش 150 تومن این یکی 40 تومن

چند دقیقه ای به هر دو کفش زل میزنم و میگویم: اینا که عین همن!!!سوال

میگوید: نه . اینو تولیدی خودمون زده .اما کارش خوبه عین همین اصلشهتعجب

میگویم: حالا از کجا بفهمم ایرانیشو به اسم خارجی نمیفروشین؟؟

با تلخی  کفشها را پس میگیرد و میگوید:

خانم ما کاسبیم . تولید کننده ایم .حروم خور نیستیم!!!!!!!تعجب

××××××××××××××××××××××

برای سفره هفت سین رفته ام سیر بخرم. پای بساط دست فروشهایی

که وسایل هفت سین میفروشند.سه تا سیر برمیدارم

میگوید: 6000 تومنتعجب

میگویم: آقا سه تا دونه سیر برداشتم!!!

میگوید اینا سیر هفت سینه!!!!تعجب

میگویم: سیر معمولیه چه فرقی داره با سیر؟؟؟

میگوید: نچ.مال باغچه خودمونه!!!!!!!!!!تعجب


اولین پست سال جدید
ساعت ۱:٠٥ ‎ق.ظ روز ۱٥ فروردین ۱۳٩۱   کلمات کلیدی:

سلام بهاری به همه دوستای خوبم

داشتم توی اینترنت یک مطلبی میخوندم با این عنوان:

 سال 91 بر شما چه خواهد گذشت.

توی ماه تولد من نوشته بود:

تغییر و نحول کلی در زندگیت ایجاد میشود که

همه را مات و مبهوت خواهد کردسوال

من حالا کاری به این حرفا ندارم. میخوام خودم خیلی زندگیمو متحول کنم

عادتهای بدم رو دارم ترک میکنم. مثل بی نظمی(البته توی دوره ترکه. کامل شد

خبر میدمزبان خجالت)

من امسال تحویل سال خوبی نداشتم. چون دمدمهای نوروز عزیزی رو از دست دادیم. 

و وقت تحویل سال چشم خیلی ها  مثل پدرم, مادرم، مادربزرگم، گریون بود

و از شما چه پنهون یک  بغض سنگین توی گلومناراحت

اگر شما هم جزو کسایی بودید که جای خالی عزیزی کنارتون حس میکردید,

با همه وجود درکتون میکنم و براتون صبر و آرامش آرزو دارم

درسی که این عید غمگین بهم  داد این بود که تا هستیم باید توی لحظه زندگی کرد.

خیلی عادت داشتم حسرت گذشته رو بخورم

اما دیگه میخوام توی لحظه زندگی کنم

و هیچ چیز نمیتونه جلوی یک اراده قوی رو بگیره

این شعر حافظ تقدیم  به همه دوستای با اراده خودم

چرخ برهم زنم ار غیر مرادم گردد

من نه آنم که زبونی کشم از چرخ و فلک