یکبار برای همیشه

بگذاریم که احساس هوایی بخورد

مبعث
ساعت ٧:۱٥ ‎ب.ظ روز ٢۸ خرداد ۱۳٩۱   کلمات کلیدی:

بدون هیچ پیش داوری مذهبی بزارید تجسم کنیم

اگر پیامبر در زمان جال مبعوث میشد جهنم چه توصیفی داشت؟

چهتم جایی است که در آن آلودگی هوا موج مبزند. هوا پر از غبار و دود کثیف است

ماه به ماه به اندازه ای که فقط میتوان یک گوسفند را سیر کرد جیره ای به

اهالی آن تعلق میگیرد که مجبورند با آت شکم ده نفر را سیر کنند

و اگر کسی اغتراضی داشته باشد با پتکهای آهنی که از آن اشعه های سوزنده

(همون پاتوم برقی خودمون) بیرون میجهد به سرشان کوبیده میشود.

اهالی جهتم با دیگر موجودات دشمنند

تمام صفحات اینترنت آن قیلتر است به چز یکی دو سایت پیوند

برای دستیابی به کوچکترین آذوقه ها سکه های بیشمار باید بپردازند

و.....

راستی این جهتم آشنا نیست؟

پ.ن: یک جمله ای شنیدم که حیقم اومد تگم. البته کمی تصرف داره

(البته با اجازه تیمسار جان)

من سیگاری شدم با بهمنی  که آتشش را پدرم روشن کرد

پ.ت2:خدا کنه این اجلاس یه حیر تموم بشه. از شما چه پتهون گرونی

کمرموت رو میشکته

 


 
ساعت ٦:٢٦ ‎ب.ظ روز ٢۱ خرداد ۱۳٩۱   کلمات کلیدی:

سلام به همه دوستای خوبم

شرایط کاریم طوری  شده که دیگه وقت نمیکنم و نمیتونم  بیام اینترنت.

تا وقت پیدا میکنم میام و سر میزنم. ممنون از همه که جویای حالم بودید

غیبتم حمل بر بی اعتنایی نشه

و خواهشا اگر وقت کردید وبروز بودید بهم خبر بدید که وقتی میام بیام ونوشته های

 زیباتون رو بخونم.

شاد و زیبا زندگی کنید


شعار ملت ما...
ساعت ٦:٢٤ ‎ب.ظ روز ٢۱ خرداد ۱۳٩۱   کلمات کلیدی:

خیلی تفاوت ندارد

بودجه های میلیاردی سال 1357

افزایش صنعت توریسم

امکانات عالی مدارس

رایگان بودن آموزش تا سطح دکترا

و فریاد:

شاه خائن تمام بودجه مملکت را به غارت برده است.من دولت تعیین میکنم

هنوز گوشهایمان از آن فریاد پر است و مزه مزه میکنیم:

گیلاس کیلویی هفت هزار تومان

توت فرنگی کیلویی.....(مگه انقدر مایه دار توی جمعمون هست که یک کیلو توت فرنگی

بخره؟؟؟)

بیکاری مطلق در میان کارگران

فلج شدن همه صنایع داخلی در سال تولید ملی!!!!!

پولهای سرسام آور آب و برق

گرانی نفس گیر تجهیزات درمانی

ملی شدن اینترنت

اما اهمیتی ندارد. ملت سرافراز ایران آلزایمر گرفته وحافظه تاریخی ندارد.

ملت سرافراز ایران توی اتوبانها دنده عقب میرود. توی خیابان آشغال میریزد. نان به نرخ

روز خور است,ایستادن توی صف برایش بی معناست. هر جور شده میدزد. یکی

ازکارش . یکی از کرایه ماشینش یکی از پول مردم.

ملت سرافراز ایران برای امام حسین قمه میزند. با زنجیر شانه اش را تکه تکه

میکند. برای حضرت زهرا 20 روز عزاداری میکند.هر شب توی خواب حوری بهشتی

میبیند. اسم امام هادی هرجا بیاید حنجره طرف را میدرد. پول توی طرفداری  از هرکسی

که باشد, ملت سرافراز ایران آنجاست.

ملت همیشه در صحته ایران هنوز فریاد میزند:

مرگ بر آمریکا

 

پ.ن1: اینروزها خیلی غصه میخورم توی محل کارم. احساس میکنم با فلج شدن این

صنعت که شاید نبض صنعت ایران باشه , هزاران نفر در معرض بیکاری هستند. انگار یک

بچه ای دارم که داره ذره ذره جلوی چشمم جون میده. تحمل دیدن پالتهای خالی.

کارگرهایی که از قطع شدن اضافه کاری هاشون موندن چطور زندگی کنن, کارمندهایی

که اگر شانس بیارن و به تعدیل نیرو نخورن هیچ پولی برای گذران زندگی نخواهند

داشت, چون حقوقها به شدت کاهش پیدا کرده,  گردن کج کردن جلوی خارجی هایی که

تا دیروز التماس میکردن با این شرکت همکاری کنن و ما محلشون نمیزاشتیم و....

 تازه محل کار من شاید یکی از 3 شرکت حیاتی ایرانه. وضع بقیه چیه!!! خدا میدونه

خدا کنه اوضاع بهتر بشه چطوریش نمیدونم


روزشمار تاریخ آینده ایران
ساعت ۱٢:٤٤ ‎ب.ظ روز ٩ خرداد ۱۳٩۱   کلمات کلیدی:

این چند وقت یک مطالعاتی راجع به دوره قاجار داشتم .

میدونید وقتی من این عکسها رو نگاه میکنم واسه هر کدوم توی ذهنم یک داستان زندگی

میسازم. اینکه هرکدوم کی بودند و چکار کردند. یکجور نظریه پردازی ماتریسی!!

 بیاید یک سفر توی زمان بکنیم.

همیشه به نظرم دوره قاجار یک دوره تاریخی ننگین بوده. دوره عهدنامه های ننگین وتکه

تکه شدن کشورم.  روزگارشون چقدر بد گذشته,نمیدونم!!

 یعنی به چی فکر میکردند؟ اصلا فکر میکردند؟

یعنی اجداد ما, فکر جنگ و مبارزه داشتند؟ فکر پیشرفت داشتند؟ یا دست

و پاشون رو قیود مذهبی بسته بوده؟؟یا از زور فقر صداشون در نمیومده؟

یعنی به فکر نسلهای بعد بودند یا از ترس مجازات توی خانه هاشون خزیده بودند؟

اینها سوالهای منه بعد از 100 سال که از قاجار میگذره و گذشتگانم رو دربرابر

سرنوشت الان کشورم مسئول میدونم ومحکوم میکنم

اینم چند تا عکس..

دو دختر قاجاری

دروازه شمیران در زمان ناصرالدین شاه

زنان قاجاری

دو خانواده قاجاری

برگردیم به زمان حال

روزگارمان روزگار جالبیست.

روزگار اجلاس 5+1 و تغییر قیمت سکه در عرض یک ساعت

روزگار دیپلمات متدین و نماینده فرهنگ وشخصیت ایرانی در برزیل

روزگار علمایی که صدایشان برای اینهمه  درد مردم در نمیاید و از حرفهای بیربط سیاسی

شاهین نجفی دردشان میگیرد.

روزگاری که یادمان داده اند اگر گرسنگی بکشیم وهمه دنیا را به توطئه محکوم

کنیم, حتما جایمان توی بهشت است(بیخیال این دنیا)

روزگاری که جواب حرفهای حسابمان توهین است

روزگاری که وقتی جمعه ها برای عبادت خدا, کنار هم جمع میشویم و نماز میگذاریم, به

جای طلب خیر و شادی برای همه دنیا, آرزوی مرگ  میکنیم

روزگاری که هنوز نمیتوانیم روی پاهای تولید کوچکترین مایحتاجمان بایستیم و

برای رانندگی ماشین انرژی هسته ای, آبروی کشورمان را حراج کرده ایم

روزگاری که یک کشور نیم وجبی ادعای خاکمان را میکند وککمان هم نمیگزد

روزگاری که ...

راستی نسلهای بعد راجع به پدران و مادرانی که اینچنین سکوت کردند و سواری

دادند, چطور فکر میکنند؟


بازگشت
ساعت ۱٢:٢٧ ‎ب.ظ روز ٩ خرداد ۱۳٩۱   کلمات کلیدی:

سلام سلام سلام

به همه دوستان خوبم

ابدا فکر نکنید توی این مدت ذره ای مطالعه علمی داشتم برای کنکور دکتری!!ناراحت

یا ابدا فکر نکنید دو کلمه حتی دو کلمه به معلومات مکالمه انگلیسیم افزوده شده!!

تنها کاری که که کردم خودمو کشتم ویک نقاشی  کشیدم.تازه اینم فکر نکنید به خاطر

استعداد وذوق واحترام به هنر بوده ها!!! یک انگیزه شخصی قوی داشتم.نیشخند

خلاصه اینکه حسابی درگیر بودم و تا این لحظه از سال نتونستم برنامه هدفمندی

سالانه ای که ریخته بودم اجرا کنم

وسط این اوضاع قاطی پای اقتصادی که همه از بیکاری مینالند, آقای رییس یک کار

اساسی دستم داده و ازون کارهایی هست که اگر بهم میگفت به زبون چینی یک مثنوی

بگو واسم راحتتر بود!! نمیدونم چرا احساس کرده یک استعداد نهفته در وجود من هست یا

شایدم خواسته از زیربار این کار نامفهوم دربره و منو سپر بلا کردهافسوس

خلاصه که خیلی سرم شلوغه. تیمسار جان هم از یکطرف هشدار داده

که بحث سیاسی راه نندازم!!!

 خب منم طبق قوانین ارتش مجبورم تبعیت بکنم و کلی حرف نگفته توی دلم دارم

و اما این روزها یک سرگرمی خیلی خیلی لذت بخش پیدا کردم به اسم پشمک

یک خرگوش کوچولوی نازنازی دوستداشتنی. البته با اعتراض شدید اهالی ساختمون

مواجهه اما من نگهش میدارم!!!قلب


رمز=شماره پرسنلی پرزی- در چنین روزی بهترین هدیه خدا برای من خلق شده
ساعت ۱۱:٠٢ ‎ق.ظ روز ۸ خرداد ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: