یکبار برای همیشه

بگذاریم که احساس هوایی بخورد

خوش به حال روزگار
ساعت ۸:۳٥ ‎ب.ظ روز ٢٥ اسفند ۱۳٩٢   کلمات کلیدی:

ساقیا آمدن عید مبارک بادت

 

بوی نوروز... بوی بهار

صدای قدم های صبا

این روزها که نوروز دارد میاید و مارا به نو شدن وا میدارد

به درآمیختن با نور زندگی

یهار میاید :به پیشوازش برویم با نگاهی پاک

کینه های خشکیده را باید تکاند

غصه های چرک گرفته را باید شست

بهار میاید و فرش زیر پامان از نفس گلها پر میشود

بتکان روحت را دوست من

بتکان تا خستگی زمستان زندگی را رها کنی

بتکان تا دم به دم صبا دهی و خاک بزدایی از تمام خوبی هایت

هفت خوان سلوک  را به هفت سینت دعوت کن

سیب سرخ زندگی را گاز بزن

سبز کن نگاهت را در سبزی سبزه ات

تلخی های گس مزه را با طعم سنجد بیامیز

و دل بده به همنوایی  هم زدن سمنو

رواق منظر چشمت را با سنبل زینت ده

سیر شو از خاصیت زیبای سیر

و سکه را شادباش بده برای رقص شکوفه های بهاری

دلتنگی هایت را در کاسه ی آب بریز

نگاهت را به نور پر امید شمع بدوز

و در آینه به خود بهاریت بنگر

سیزده بار به نیت سیزدهمین تولد سبزه ها به دیدارشان برو

و دخیل ببند به زمین تمام آرزوهایت را ...

حال دل بسپار به آواز چلچله ها

گوش بنواز به نغمه پرستو ها

صدای بهار است که نزدیکتر میشود و نزدیکتر...:

ای دگرگون کننده روزگار آسمان و زمین

روزگار ما را به سوی بهترینها دگرگون نما

 

پ.ن1: سال 92 برای من با تمام سختی هاش بهترین سال عمرم

بوده و امیدوارم برای خودم وهمه از این به بعد سالهای خوبی پیش رو باشه

پ.ن2:امسال شاید آخرین سالی باشه که سر همون سفره همیشگی میشینم

و سال رو نو میکنم

پ.ن3: این سنت رو برای آیندگان حفظ کنیم. قبل از اینکه مثل خیلی از

داشته های باستانیمون، یک کشور دیگه صاحبش بشه

آخرین 1392 نوشت:سال نوی همه پیشاپیش مبارک. با بهترین آرزوها


رنگین کمان
ساعت ٧:٢٥ ‎ق.ظ روز ٢٢ اسفند ۱۳٩٢   کلمات کلیدی:

باران که میزند

هوایی میشوم

دست من

به شیشه مه گرفته خیال تو

 شعر میشود روی پنجره

جای انگشت بی قرار من

بوی خاک خیس میدهد هوای تو

ای قدمهایت سبز

خنده هایت سرخ

نگاهت زرد

ای صدایت آبی

میایی

آسمان میخندد

چه رنگین کمان زیبایی


12 اسفند-روز تولدم
ساعت ۱٢:٠۱ ‎ق.ظ روز ۱٢ اسفند ۱۳٩٢   کلمات کلیدی:

بیست و نه سال گذشت

از روزی که اولین نفسم رو کشیدم

و من حالا خوشبختم

نه اینکه ثروتمند باشم یا بدون مشکل یا بدون اشتباه.

کیه که به اندازه خواسته دلش، آسایش و ثروت داشته باشه؟؟؟

خوشبختم، چون یاد  گرفتم: باید غلطهای زندگی رو تصحیح کنم.

خوشبختم،چون عشق توی وجودمه

خوشبختم چون هرروز که از خواب بلند میشم به خودم میگم یکروز دیگه

شد واسه لذت بردن از همه لذتهای زندگی.

از ثروتهایی که با پول بدست نمیاد و در دسترس همه هست.

اینکه کسانی(حتی یک نفر) رو داری که نگرانشون بشی، یعنی خوشبختی

اینکه  کسانی (حتی یک نفر)هستند که میدونی برای شادیات شادن،

یعنی خوشبختی

اینکه توی مشکلات باشی، اما کسانی(حتی یک نفر)باشن که بتونی نگاهشون

کنی و آرومتر بشی، یعنی خوشبختی

اینکه کسانی(حتی یک نفر)باشن که به خاطرشون تلاش کنی، و از شادیشون شاد

بشی، یعنی خوشبختی.

خوشبختم چون اعتقاد به خدایی دارم که توی سختیها شاید کمکم کنه.

(لاقل چون بهش معتقدم میتونم باهاش حرف بزنم وبهش گله کنم).

خوشبختم که خدا بهم فهم پشیمونی از کارهای غلطم رو داده...

خوشبختم

به خاطر همسری که زیباترین ،بهترین و بزرگترین  هدیه سرنوشت منه...

خوشبختم

بخاطر خانواده ای که تا تونستم اذیتشون کردم و تا تونستن حمایتم کردن.

(من هیچ وقت برای پدر مادرم دختر مطیعی نبودم)

من توی این 29 سال خوشبختتر از این نمیتونستم باشم.

حتی اگر سختی هم کشیدم، یا بکشم حس میکنم عین نیازمه برای پخته شدن.

خدایا به خاطر این عمر ازت ممنونم. بقیه زندگیم هم همراهم باش.