یکبار برای همیشه

بگذاریم که احساس هوایی بخورد

خشکسالی و دروغ
ساعت ٧:٢٧ ‎ب.ظ روز ٢۱ بهمن ۱۳٩۳   کلمات کلیدی:

خیلی وقت بود چشمم به آسمان بود آسمانی که بغض دارد خفه اش میکند. بغضش

یکباره شکست . سوار اتومبیل نشدم و پیاده رفتم و پذیرای اشکهای آسمان شدم.

گویی سرش روی شانه ام بود و نگاهم به نگاهش.

آسمان تنها کسی است که گریه اش را باید شکر کرد.

شاید آسمان با گریه میخندد. وقتی شاد است میگرید و وقتی دلش از منها وتو ها پر

است بغض میکند و انقدر در خورشید فرو میرود که حتی از پس نورش نتوانی بغضش را

ببینی .باران آمد. مقدمش فرخنده

پ.ن1:دلم بی نهایت هوای برف کرده

پ.ن2.کاری به ولنتاین و روز عشق و ... ندارم.

همسر و همراه تو بودن هرروز عاشقترم میکنه.

شکر که هم همسرت هستم و هم همرازت. هر روزت روز عشق