یکبار برای همیشه

بگذاریم که احساس هوایی بخورد

سفر
ساعت ۱٢:۱٦ ‎ق.ظ روز ٢٢ تیر ۱۳٩٤   کلمات کلیدی:

من سفر رو دوست دارم

بخصوص سفر با کسی که دوستش دارم رو دوست دارم

وقتی میرم مسافرت انگار یک آدم جدیدم انگار فاصله گرفتم از تموم مشکلات

 و دغدغه های زندگی و فقط دارم فکر میکنم چکار کنم اون مدت محدود بهم

خوش بگذره . چکار کنم که بتونم بیشترین استفاده رو ازش بکنم

گاهی مجبورم از بعضی چیزا بگذرم که  اما بارضایت میگذرم  تا بهم بیشتر خوش بگذره

برای بهتر شدن سفرم همه سعیمو میکنم با همسفرم کنار بیام

گاهی شرایط بروفق مرادم نیست مثلا هوا گرمه یا سرد, شلوغه و... اما چون میدونم

 زمانم کمه سعی میکنم از همه سشرایط لذت ببرم سریع یک چیز دیگرو جایگزین

 میکنم تا کمبودی برام پیش نیاد

ودر نهایت وقتی پام به خونه میرسه یادم میوفته چقدر دلم تنگ شده واسه

روزمرگی کخه این همه ازش فرار میکردم و اسه مشکلاتم و چقدر راه حل

 سراغم اومده چقدر راحتتر میتونم راجع به دغدغه هام فکر کنم

پ.ن 1: کاش میتونستم این حسو توی لحظه لحظه زندگیم جاری کنم

پ.ن2: نمیدونم همسر خوبی هستم یا نه. اما میدونم آروزم اینه بهترین سفر زندگی رو

برای همسفرم خلق کنم


شباهت قاجار وحالا
ساعت ٦:۱٦ ‎ق.ظ روز ۱۱ تیر ۱۳٩٤   کلمات کلیدی:

داشتم کتاب ((زنان حرم سرای ناصر الدین شاه)) رو میخوندم که بهتون توصیه میکنم

حتما بخونید و به نکات جالبی دست یافتم

وقتی اوضاع الان رو با حکومت قاجار مقایسه میکنم میبینم خیلی به هم شباهت داریم

مثلا دزدی، مثلا امتیاز دادن به کشورهای بیگانه، مثلا فقر فرهنگی، مثلا به زور پول و

پارتی مکتبخانه رفتن که الان شده مدرسه و دانشگاه، مثلا عدم رعایت بهداشت مثل

آشغال ریختن،مثلا رواج قداره کشی مثل مد شدن بازوهای برآمده به زور دارو،مثلا

فحشا،و از این مثلاها زیاده که بهتره نگم

اما یک مثلا هست که خیلی فرق داره، کمک علما با یک فتوای

کوچک که باعث تکون خوردناقتصاد مملکت میشد

راستی الان علمای محترم جوزه علمیه جز ترویج دین مبین اسلام وظیفه

متحول کردن جامعه رو ندارن؟

راستی توی کدوم دوره تاریخی منسوبین به علمای بزرگ سوار گرونترین ماشینها

دست در دست نامحرمان (به قول اسلام) فوت میکنند؟

حرفم رو پس میگیرم الان از قاجار هم بدتریم. چون دین دست آویز شده نه دستگیر

پ.ن: نمیدونم پرشین بلاگ چشه، هیچ کدوم از نظرا رو نشون نمیده


بازدم
ساعت ٦:٠٩ ‎ق.ظ روز ۱۱ تیر ۱۳٩٤   کلمات کلیدی:

نفس های تو

نبض زندگانی من است

چه گرم میشود روح خسته ام

"ها" که میکنی درین هوای سرد