یکبار برای همیشه

بگذاریم که احساس هوایی بخورد

امرداد
ساعت ۱:۳٦ ‎ق.ظ روز ۳ شهریور ۱۳٩٥   کلمات کلیدی:

مردادها چندسالیست که برایم بسیار شلوغ شده اند

اصلا تا میایم دست یکی از روزهایش را بگیرم و بنشانمش سرجایش

روز دیگر از راه میرسد

با شیطنت صد برابر بیشتر

اصلا مردادها برایم خیلی مهم شده اند از وقتی که بزرگ شده ام- جوان شده ام و بالغ

مردادها چندسالیست پر از دلواپسی های شیرین و تلخ

پر از تلاطم

پر از کارهای سخت و نفس گیر

یک سال مرداد با عشق میاید

سال دیگر به ازدواج میرسد

سال دیگرش به تغییر در کار

سال دیگر به پایان نامه و...

انگار مردادها هم همپای من بزرگ میشوند

مرداد امسال گذشت و امان از این گذشتنش

هنوز خرت و پرت های جست و خیز آخرین روزهایش را دارم جمع میکنم

تا مردا دسال دیگر که کجا باشم... چطور باشم و....