یکبار برای همیشه

بگذاریم که احساس هوایی بخورد

 
ساعت ٥:٤۸ ‎ب.ظ روز ٢٥ مهر ۱۳٩٥   کلمات کلیدی:

چقدر عجیب

کیف پولم کوچک است ولی

 دنیا را با کمی خرت و پرت توی آن گذاشته ام :

عکس تو، با مثلا کمی پول

 

 


نوشته های قبل از پرواز
ساعت ٧:٢٧ ‎ق.ظ روز ۱٠ مهر ۱۳٩٥   کلمات کلیدی:

ساعت نه و نیم

نوشته من از دوحه ارسال میشود

وقتی هشت ساعت ببن دو پروازت فاصله باشه کاری نمیتونی بکنی

باز خوبه اینجا ابنترنت داره نه ازنوع فرودگاه ما...

طولانیترین تجربه دور شدنمون از هم بود  و خیلی سخت خیلی خیلی سخت

نمیدونن برای اونم انقد سخت بوده؟

توی عمرم اینهمه حس نیاز به دیدن کسیو نداشتم 

توی سی و یک سال زندگی فکر میکردم معنی دلتنگ و بی قراری رو میدونم

اما الان این حس کاملا متفاوت و شدیده همه جیم و روحم تحت فرمانشه

میخوام بال بزنم 

به نظرم دقیقه ها کندن

زیبایی های اطراف اصلا به نظرم نمیاد

توی عکسا انگار یه جیزی کمه

همش فکر میکنم چرا عکسام انقد غمگینه

ضربان قلبمو هرچی نزدیکتر میشم بلندتر میشنوم واقعا میشنوم

پ.ن:تا حالا شده مادرتون یه جوری از روی محبت کاری کنه که بشدت ناراحتتون کنه؟

 


گفت آسان گیر بر خود کارها کز روی طبع
ساعت ٤:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱ مهر ۱۳٩٥   کلمات کلیدی:

من از انتظاری که تهش معلوم نباشه کیه متنفرم.

و این تنفر انقدر زیاده که همیشه ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کاردند

تا من اینجور انتظارها رو تجربه کنم

شهریور امسال یک انتظار کشنده داشتم. برای یک جواب که  منفی یا مثبت باید در

مدت مشخصی میومد نه که موضوع خیلی مهم باشه اما به هرحال

تکلیف یک برنامه زندگیمو معلوم میکرد ولی بی سر و ته بود میگفتن معلوم نیست کی

جوابپش بیاد و وقتم تموممیشد بدون اینکه انتظارام به سربیاد

بالاخره اومد :دقیقه 90

و  با اینکه جواب مثبت بود اما دیگه نمیشه گفت شیرین بود این جواب

چون انقدر انتظارش کشنده بود که حاضر بودم جوابش منفی باشه ولی بیاد

فکرمیکنم این روبرویی با انتظارات کشنده به ویژگی های من مربوطه

چون من همه چی رو خیلی سخت میگیرم واسه خودم و..

سخت میگیرد جهان بر مردمان سختکوش