یکبار برای همیشه

بگذاریم که احساس هوایی بخورد

 
ساعت ٧:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۸ دی ۱۳٩٥   کلمات کلیدی:

خیلی صداش کردم اما چشماشو باز نکرد تا نگاهم کنه خیلی منتظر موندم اما ..


l
ساعت ٦:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳ دی ۱۳٩٥   کلمات کلیدی:

این هفته هم شاید نتونم ببینمش

هرچند اگرم ببینمش شاید اصلا نفهمه که من اومدم پیشش

دلم واقعا هواتو کرده 

دلم و گوشیم که دیگه چندین روزه شماره تو روش نمیافته

دوست دارم توروخدا خوب شو


 
ساعت ۸:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱٢ دی ۱۳٩٥   کلمات کلیدی:

دلم برای شنیدن صدات تنگ شده

زود خوب شو


 
ساعت ۱:٢٦ ‎ق.ظ روز ٩ دی ۱۳٩٥   کلمات کلیدی:

خدایا ممنون برای فرصت بیشتر


 
ساعت ٥:۱٠ ‎ب.ظ روز ٧ دی ۱۳٩٥   کلمات کلیدی:

تورو خدا باش

الان نرو

الان بهت نیاز دارم

بمون بمون بمون بمون بمون بمون بمون بمون بمون بمون بمون بمون بمون بمون بمون بمون بمون بمون بمون 

دلم برای شنیدن صدات تنگ شده

برای چشمای طوسیت

برای قربون صدقه رفتنات

برای زنگای هرروزت

طاقت دیدنتو توی آی سی یو ندارم


 
ساعت ٦:۱٦ ‎ب.ظ روز ٥ دی ۱۳٩٥   کلمات کلیدی:

من

تو

باران

و این هوای سرد

در سکوت کوچه های مه زده

سوی  ارتکاب حس تازه ای  روانه ایم

چتر را ببند

پا به پا ی هم که میرویم

سردمان نمیشود

پ.ن: چقدر از بارون خوشحالم


 
ساعت ٧:٢۳ ‎ب.ظ روز ٤ دی ۱۳٩٥   کلمات کلیدی:

هنوز هم غروب جمعه ها گرفته است

حتی با  برف

و لیوان چای گرم

با شنیدن ترانه  درام

یا تماشای فیلم نو

ولی

عاشق غروب جمعه ها شدم

زیر  شانه های امن تو

 

پ.ن: اگر اقای همسر این شعرو بخونه میگه ارررررررره بخاطرهمینه هر هفته اینهمه اصرار میکنی که بریم بیرون

دق کردم


← صفحه بعد صفحه قبل →