یکبار برای همیشه

بگذاریم که احساس هوایی بخورد

تاريخ : ٢٢ بهمن ۱۳۸۸ | ٧:٠٥ ‎ب.ظ | نویسنده : شقایق ...

گویند درعهد دور، پاد شاهی ظالم عزم سفر کرد به دیاری که از پیش بر مخالفت  و

عناد  اهل آن دیار آگاه بود

لذا وزیر اعظم خویش را سفارش کرد بر گماردن مراقبین ومحافظین حین سفر و عبور از

بلاد مذکور

با اینحال شاه در آن بلاد جمع کثیری از مردم را یافت که به استقبال از وی هلهله

میکردند و از شادس سر از پا نمیشناختند ،جز یک نفر!!!

و هنگامی که از مردم در خصوص رضایتشان سوال کرد ، همه راضی بودند جز یک نفر!!

وقت بازگشت، شاه وزیر خودر ا خواند و گفت: مگر نفرموده بودیم شما را به گماردن

سپاهان ومحافظان از برای حفظ جانمان؟

وزیر پاسخ داد؟ سرورم تمام آن مردم که به استقبال شما آمده بودند و

هلهله کردند محافظان شما در لباس بدل بودند

جر یک نفر!!