یکبار برای همیشه

بگذاریم که احساس هوایی بخورد

تاريخ : ۱٦ تیر ۱۳۸٩ | ۱:٢٤ ‎ب.ظ | نویسنده : شقایق ...

دم غروب

که شعله های نارنجی از

میان برگهای سبز مو

چرخ میخورند

کسی در التهاب تو سرخ میشود

نیمه های شب

که گربه های نر

سر گذر چرت میزنند

کسی محافظ تمام خوابهای توست

سحر که میشود

و استکانهای خالی از سکوت

برای پر شدن

ناله میکنند

کسی به شوق  چشمهای تو  پلک میزند

صلاه ظهر که

مومنین ومومنات

برای رد شدن  از کنار جوی

عبور از پل صراط، مشق میکنند

کسی به فکر تو داغ  میشود

صبح ونیمه شب

غروب و ظهر

کسی

 رویای هر شبش

تمام لحظه های توست