یکبار برای همیشه

بگذاریم که احساس هوایی بخورد

تاريخ : ٢۸ تیر ۱۳۸٩ | ٩:٠٧ ‎ق.ظ | نویسنده : شقایق ...

 

انگار نه انگار.امروز دقیقا دو سال شد که رفته-٢٨ تیر ٨٧

((همه میدونن که با هر "عاطفه!" گفتن خسرو تو "خانه ی سبز" چه جوری کیف میکردم.

یا اون منولوگ طولانیش تو سریال "مدرس" یا اون شوریدگیش تو "هامون" :

یا اون نگاه حیرت انگیزش به سمت کفترا لحظه ی بیرون اومدن از اتاق هتل تو "کیمیا"

یا  اون بغضش و هم صداییش با ترانه خونای جنوبی تو "سرزمین سبز"

اون عمق نگاه های "مراد بیک"  تو  "روزی روزگاری".

اون نقش با شکوه و غیر قابل پیش بینیش تو "حکم" و "رییس"

اون طنین صداش با اون "ش" گفتنا و "س" گفتناش

خدا میدونه پای دکلمه ش از صدای پای آب سهراب شبا  چند بار خوابم برده))(م.آ)

پوریا شکیبایی

و تو در خاطره ها جاودانه ای