یکبار برای همیشه

بگذاریم که احساس هوایی بخورد

تاريخ : ۱٦ آبان ۱۳۸٩ | ۸:۳٢ ‎ق.ظ | نویسنده : شقایق ...

روی شانه ام قدم نزن

 

من مسافرم

 

با سه کیسه تهی

 

قدم زنان

 

در پیاده رو

 

جای پای تو

 

روی سنگفرش کهنه دلم

 

وول  میخورد

 

کفشهایت

 

توی کیسه های من

 

 جا نمیشوند

 

شانه ام شکست

 

بس که خم شدم

 

برای جمع کردن ردپای تو...

 

روی شانه ام قدم نزن