یکبار برای همیشه

بگذاریم که احساس هوایی بخورد

تاريخ : ۱ بهمن ۱۳٩٠ | ۱٠:۳٦ ‎ق.ظ | نویسنده : شقایق ...

به نام خداوند جان و خرد                      کزین برتر اندیشه برنگذرد

خداوند کیوان و گردان سپهر                  فروزنده ماه و ناهید و مهر

شاهنامه نبض مردم ایران است. در روزهای عرب ستیزی

ز شیر شتر خوردن وسوسمار           عرب را بدانجا رسیدست کار

که تاج کیانی کند آرزو                     تفو بر تو ای چرخ گردون تفو

شاهنامه نگاهبان راستین سنتهای ملی و شناسنامه قوم ایرانی است. شاید بدون وجود

این اثر بزرگ، بسیاری از عناصر مثبت فرهنگ آبا و اجدادی ما در طوفان حوادث تاریخی نابود

می شد و اثری از آنها به جا نمی ماند

شاهنامه مرز میان راستی و دروغ است. تا آنجا که از آتش میرهاند و سوگ سیاوش به جا

میگذارد برای آیندگانی که در سوگ نیرنگها بگریند

به خوشی بناز وبه خوبی ببخش              مکن روز را بر دل خویش رخش

جهان را چنین است ساز ونهاد              ز یک دست بستد به دیگر بداد

اگر دل توان داشتن شادمان                   به شادی چرا نگذرانی زمان

شاهنامه پیام آور عشق است. و پر از عاشقانی که در هجر وصال میجویند وبا هجر وصال

میآفرینند

پر از بیژن ومنیژه ها ، خسرو وشیرین ها ، فرهادها

شاهنامه نماد ایستادگسیت حتی برابر مارهای سمی شیطان

پر از نوید پیروزیست برای کاوه هایی که درفش خود را علم کرده اند

شاهنامه مهد پرورش رستم و سهراب است. تجلی گاه آریا و مازیار و باربد و کیومرث

شاهنامه منوچهر را به ایران هدیه میکند. فریدون و نوذر و گرشاسب و طهماسب و

جمشید و هوشنگ را میافریند

شاهنامه داستان دلیر مردان ایران است که بر اسفندیارها تازیدند

شاهنامه داستان رشادت دارا و فرود و فراز و بهرام و هرمز و کسری و برزین است

و امروز روز  تولد فردوسی بزرگ است

که بسی رنج برد تا شاهنامه را به ایران هدیه

کرد. و امروز از آنهمه رنج تمام قصه های شاهنامه خوانی رو به زوال گذاشته . و فردوسی

یک مجسمه است در مرکز تهران.

و طوس آرامگاه ابرمرد تاریخ ایران، مدتهاست رونق سابق را ندارد

فردوسی بزرگ. ارام باش و عرق از پیشانی پاک کن. ایران قدر زحمات تو را میداند

وبه قول سعدی:

چه خوش گفت فردوسی پاکزاد             که رحمت برآن تربت پاک باد