یکبار برای همیشه

بگذاریم که احساس هوایی بخورد

تاريخ : ٩ خرداد ۱۳٩۱ | ۱٢:٢٧ ‎ب.ظ | نویسنده : شقایق ...

سلام سلام سلام

به همه دوستان خوبم

ابدا فکر نکنید توی این مدت ذره ای مطالعه علمی داشتم برای کنکور دکتری!!ناراحت

یا ابدا فکر نکنید دو کلمه حتی دو کلمه به معلومات مکالمه انگلیسیم افزوده شده!!

تنها کاری که که کردم خودمو کشتم ویک نقاشی  کشیدم.تازه اینم فکر نکنید به خاطر

استعداد وذوق واحترام به هنر بوده ها!!! یک انگیزه شخصی قوی داشتم.نیشخند

خلاصه اینکه حسابی درگیر بودم و تا این لحظه از سال نتونستم برنامه هدفمندی

سالانه ای که ریخته بودم اجرا کنم

وسط این اوضاع قاطی پای اقتصادی که همه از بیکاری مینالند, آقای رییس یک کار

اساسی دستم داده و ازون کارهایی هست که اگر بهم میگفت به زبون چینی یک مثنوی

بگو واسم راحتتر بود!! نمیدونم چرا احساس کرده یک استعداد نهفته در وجود من هست یا

شایدم خواسته از زیربار این کار نامفهوم دربره و منو سپر بلا کردهافسوس

خلاصه که خیلی سرم شلوغه. تیمسار جان هم از یکطرف هشدار داده

که بحث سیاسی راه نندازم!!!

 خب منم طبق قوانین ارتش مجبورم تبعیت بکنم و کلی حرف نگفته توی دلم دارم

و اما این روزها یک سرگرمی خیلی خیلی لذت بخش پیدا کردم به اسم پشمک

یک خرگوش کوچولوی نازنازی دوستداشتنی. البته با اعتراض شدید اهالی ساختمون

مواجهه اما من نگهش میدارم!!!قلب