یکبار برای همیشه

بگذاریم که احساس هوایی بخورد

تاريخ : ٥ تیر ۱۳٩٢ | ٧:٠٠ ‎ب.ظ | نویسنده : شقایق ...

صرفنظر از  اینکه اقای روحانی خوب است یا بد. صرفنظر از خدمات

 ارزشمندش مثل: تصفیه های بی رحمانه ارتش در اوایل انقلاب-

مثل دادن لقب امام به اقای خمینی-صرقنظر از تکرار تاریخ مثل زمان

 آقای خاتمی و....

میخواهم باهم بررسی کنیم چرا این بلاها سر ما نازل میشود.

این بررسی اصلا یک بررسی سیاسی نیست. از بطن مردمست.

صحنه هایی که من هزاران بار دیده ام و شما هم حتما بعد از خواندن

 حرفم را تصدیق میکنید

صحنه 1-تهران میدان کتابی

نزدیک خانه هستم. مادر ودختر کوچکی جلوبم هستند.

دختر کوچولو از مادرش در باره

آشغال چیس توی دستش نظر میخواهد . مادر میگوید بندازش زمین دیگه!!

ادای روشنفکرها را در میاروم وسریع آشغال را از زمین برمیدارم و جلوی

چشمشان توی سطل میاندازم. مادر یا خشم نگاهم میکند ومیگوید

خانم جلو بچه از رو زمین آشغال برندار یاد میگیره!!!!

صحنه 2-تهران محل مشاوره انتخاب رشته آزمون دکتری

دختر خانم مثلا نخبه ای جلوی من توی صف ایستاده- حجم آرایشش

به اندازه تمام لوازم ارایشهای عمرم است. یک سوال از او میپرسم.

تا دهانش را برای جواب دادن باز میکند از بوی دهانش....-گلاب به رویتان

صحنه 3- تهران محل کارم

همکاران مذکری دارم که ادعای تحصیلات و کلاسشان گوش فلک را کر

میکند. اما کافی است به طور اتفاقی گوش بدهید  ببینید از 10 حرفشان

 9 کلمه اش حرفهایی است که آدم در خلوت خود از گفتنش شرم میکند.

صحنه 4- تهران تمام خیابانهای اصلی

کافی است یک خانم جوان یا نسبتا جوانی باشید که هوس کند روی یکی

 از این نیمکتهای کنار خیابان خستگی در کند. از بوق پشت سر هم

ماشینها هم بگذریم متلکهای همشهریان رهایتان نمیکند. انگار نذر دارند

 از جلوی شما که رد میشوند چیزی بگویند

از این صخته ها هزارن بار بدنر و بیشتر را دیده ایم. صحنه هایی که

 نشان میدهد ملت ما به سلامت جسم و روحش بی اهمیت است.

شما جای مسئولین این کشور باشید روی سر چنین ملتی سوار نمیشوید؟