یکبار برای همیشه

بگذاریم که احساس هوایی بخورد

تاريخ : ٦ امرداد ۱۳۸۸ | ٢:٤٦ ‎ب.ظ | نویسنده : شقایق ...

دیدی یک وقتهایی یک دفعه یک چیزی که مثل سیریش چسبیده به ته مغزت؛از سرت

میپره انگار نه انگار که اصلا وجود داشته!!

امروز همش داشتم دنبال یک نشونه میگشتم که توی مغزم پیدا کنم .اونم وسط  کار و

بی کاریهای بعد از ظهر ،چرتهای ساعت 2ظهرخمیازه و زل زدن به سرامیکهای کف اتاق که

کی میگذره ساعت تا بریم خونه.چرا اینهمه عجله ؟که برسیم به چی؟؟بازنده

دیدی یک وقتهایی 5-6 ساعت میشینی جلوی یک مانیتور یا یک دیوار سفید و زل میزنی

بهش بدون اینکه بفهمی  داره میگذره  چه جوری و یک وقتهایی چند ثانیه پشت چراغ

قرمز،برات  طول میکشه 1سال!!افسوس

امروز داشتم دنبال نشونه میگشتم: چه طور ی یک دفعه از ذهن من غیب شد؟؟؟تعجب

پ. ن1:یکی میگفت بزرگترین نعمتی که خدا به آدم داده فراموشیهفرشته

پ.ن2: هنوز عاشق قایم موشک بازیهایی هستم که پیدا کردن همدیگه توشون ،تا ده فقط.طول میکشه ...