یکبار برای همیشه

بگذاریم که احساس هوایی بخورد

تاريخ : ٧ امرداد ۱۳۸۸ | ٤:٤۳ ‎ب.ظ | نویسنده : شقایق ...

امروز یک فکری باعث شد به فکر بیافتم:اگر یک روز یک مشکل جدی برات پیش بیاد

چند تا دوست به جز خانوادت دورو برت داری که میدونی تا آخر باهات میمونن؟؟افسوس

وبعد هم فکر کردم چقدرخوبه که آدم همیشه یکی رو داشته باشه که مواظبش

باشه.که تا بهش احتیاج داره کمکش کنه وهمیشه تا همه آخرا باهاش باشه که اگر

باشه؛هیچ جایی واست آخر خط نیست.که همه آخرا به خاطر اول دوری ازش شروع

میشه...فرشتهمن که آرزو میکنم همیشه دستم تو دستش باشه .

 شما چی؟؟تا حالا شده  چند دقیقه بشینی پای حرفاش ؟متفکر

پ.ن1:

...الهی ورَبی من لی غیرُکَ؟ ...

سُبحانَک وبحِمدِک؛ظَلَمتُ نفسی..

...یا مولای صبرتُ علی عذابکَ فکیفَ اصبِرُ علی فِراقِکَ؟

پ.ن2:خدای من ؛مجز تو کسی را ندارم. وبه پاکیت قسم که میدانم به خود ظلم کرده

ام. مولای من میتوانم در برابر عذابت طاقت بیاورم اما دوریت را چگونه تحمل کنم؟

پ.ن3:فرازی از دعای کمیل

پ.ن4: چقدردوستیهامون مخصوص خوشیها شده..ناراحت