یکبار برای همیشه

بگذاریم که احساس هوایی بخورد

تاريخ : ۳٠ اردیبهشت ۱۳٩۳ | ۱٢:۱۸ ‎ب.ظ | نویسنده : شقایق ...

ذهن، تاریک

روح،گستاخ

اشک،سرکش

ناگهان معجزه جرقه زد

وحی منزلی شدی در سکوت غار قلب

حظ بی حساب خاطره...

ذهن، غرق روشناییت

روح، سربراه

هوش،مات مات

اشکها ادب شدند

خدا شاعرانه خنده کرد

گفتی:بخوان بنام هستی ات

عاشقانه خواندمت