یکبار برای همیشه

بگذاریم که احساس هوایی بخورد

تاريخ : ٢٢ تیر ۱۳٩٤ | ۱٢:۱٦ ‎ق.ظ | نویسنده : شقایق ...

من سفر رو دوست دارم

بخصوص سفر با کسی که دوستش دارم رو دوست دارم

وقتی میرم مسافرت انگار یک آدم جدیدم انگار فاصله گرفتم از تموم مشکلات

 و دغدغه های زندگی و فقط دارم فکر میکنم چکار کنم اون مدت محدود بهم

خوش بگذره . چکار کنم که بتونم بیشترین استفاده رو ازش بکنم

گاهی مجبورم از بعضی چیزا بگذرم که  اما بارضایت میگذرم  تا بهم بیشتر خوش بگذره

برای بهتر شدن سفرم همه سعیمو میکنم با همسفرم کنار بیام

گاهی شرایط بروفق مرادم نیست مثلا هوا گرمه یا سرد, شلوغه و... اما چون میدونم

 زمانم کمه سعی میکنم از همه سشرایط لذت ببرم سریع یک چیز دیگرو جایگزین

 میکنم تا کمبودی برام پیش نیاد

ودر نهایت وقتی پام به خونه میرسه یادم میوفته چقدر دلم تنگ شده واسه

روزمرگی کخه این همه ازش فرار میکردم و اسه مشکلاتم و چقدر راه حل

 سراغم اومده چقدر راحتتر میتونم راجع به دغدغه هام فکر کنم

پ.ن 1: کاش میتونستم این حسو توی لحظه لحظه زندگیم جاری کنم

پ.ن2: نمیدونم همسر خوبی هستم یا نه. اما میدونم آروزم اینه بهترین سفر زندگی رو

برای همسفرم خلق کنم